فکر می کنم این دومین بار باشه که در مورد وقایع بعد از انتخابات می نویسم ولی خب واقعا انقد آدم های تیز بین تویه بلاگستان فارسی هستن که معمولا همه ابعاد هر ماجرایی انقد خوب کاویده میشه نیازی به نظر برای من نمی مونه. اما در مورد آخرین سخنرانی عطالله مهاجرانی و بعد از اون صحبتها و بحث هایی که پیرامونش شد میشه دفتری سیاه کرد که واقعا هم جای بحث داره. پس لرزه های با نقد های بلاگ ها و سایت های مختلف آغاز شد اوجش تقریبا تویه بلاگ دکتر خزعلی بود که تقریبا کار به دعوا رسیده بود و احتمالا پر بیننده ترینش هم مصاحبه با مجتبی واحدی بوده ه از نزدیکان آقای کروبی است و مصاحبه در بلاگ احمد باطبی منتشر شده است.
پرده اول :نظر شخصیه من همیشه بر این بوده که سیستم غلط با هر ورودی چه خوب چه بد همواره خروجی بد می دهد. قانون اساسی پر اشتباه و قدرت بی حصره متمرکز بر یک نفر فساد به بار می آورد و همواره راه به نظر من داشتن قانون اساسی صحیح بوده و خواهد بود. در اندیشه من چیدمان صحیح اختیارات و وظایف خروجی صحیحی در دراز مدت قطعا خواهد داشت، فارغ از ورودی هایش. هر چند این قسمت نیاز به بحث بیشتر دارد اما از حوصله این نوشته خارج است پس لطفا از من بپذیرید و با متن همراه شوید اگر بحثی بود شاید نوشتاری جدا برایش بتوانم آماده کنم.
پرده دوم :جنبش سبز یک حنبش مردمی قوی و صلح دوست و آرامش طلب است که خواهان تغییر برای بهبود وضعیت ایران می باشد. در این راه به دلیل مردمی بودنش این جنبش چند پاشنه آشیل و تعداد زیادی نقاط قوت دارد. در اینجا من به چند نقطه ضعف اشاره می کنم:
یکی از نقاط ضعف جنبش سبز به دلیل خاصیت مردمی و خشونت گریزش عصبی شدن و احساسی شدن جریانات است.از روز اول مهندس موسوی و جناب کروبی با تدبیری که داشته اند همیشه بر مسالمتآمیز بودن تاکید کرده اند.در جبهه روبه روی مردم پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارند که نه تنها به هرگونه وسیله سرکوب مسلحند بلکه ذره ای هم در استفاده از آنها دریغ نمی کنند. بنابراین با احساسی شدن جریان و ورود به درگیری ها همواره این ملتند که خونین و مالی می شوند نه پاسداران مسلح و آموزش دیده.دقیقا برای همین نکته هست که همواره جبهه روبه رو بر کوس مبارزه و از ریشه در آوردن و قلع و قمع می کوبد و از جنگ و جبهه می گوید. قدرت جنبش سبز در اندیشه فکر و به قول مهاجرانی باز یودن فکر و اندیشه است.

نکته بعدی که می تونه مهم باشه اینه که قدرت جنبش سبز در اتحاد مردمی است با آرا و اندیشه های گوناگون که خواسته مشترک دارند. تا هنگامی که خط کشی ها بماند و پر رنگ باشد جنبش سبز ذلیل از نشان دادن واکنش مناسب خواهد بود.برای مثال شعار مرگ بر خامنه ای شعاری است که تنها و تنها باعث جری شدن نیروی روبهرو واتحاد آنها می شود. تاکید بر این گونه شعارها مانع از رسیدن جنبش سبز به خواسته های اصلیش خواهد شد و صرفا بر طبل درگیری خواهد کوفت. اما شعار هایی که به طور مثال به کهریزک اشاره دارد یا شعارهایی که به قرآن و دستورات آن در مورد نحوه رفتار مسلمین اشاره دارد نه تنها طرف رو به رو را جری نمی کنم بلکه عملا می تواند باعث خلع سلاح انها نیز شود.هنوز خاطره فیلمی کوتاه از جوانه بسیجیه که نه تنها سعی در نجات عکس آقا و مولاش از زیر دست وپای ملت داشت که حتی حاظر به درگیری با دهها نفر شد تا شورش رو تخلیه کنه آزارم میده که کمی هیجان ما چطور می تونه آتش تفرقه روشن کنه.
اگر بخواهم بحثو به آقای مهاجرانی بر گردونم می تونم بگم که مهاجرانی از سیستم غلطی دفاع ممکنه بکنه اما از سیستم درستی برای حرفش داره استفاده می کنه. حرفهایی داره می زنه ونکاتی رو میگه که عیان و واضحه اما هشدار داره میده. هشدار دادن وهدایت کردن بدون ادعای مالکیت و ریاست نه تنها بد نیست که راهگشاست. به خوبی من هنوز به یاد دارم تا قبل از وقایع پیش آمده در شاخ آفریقا و کشورهای حوزه خلیج فارس بحثی در مورد برکناری آقای خامنه ای و … نبود. پیکان حمله به سوی احمدی نژاد بود. بعد از عاشورای پارسال و تا قبل از ۲۵ بهمن امسال سبزها چند راه پیمایی داشته اند اما هیچکدام عظیم و پر جمعیت نبوده. عاشورای پارسال رو من به شخصه شرکت کردم و شعاری بر علیه خامنه ای در محوریت نبود هر چند که تک و تکو شنیده میشد اما همچنان خیلی به اصطلاح شعار توی بورسی نبود.باید مراقب تغییرات سریع باشیم چرا که اگر بازی بازیه آقایون روبه رو بشود برنده قطعی آنها خواهند بود. در همین زمینه میشه به عدم همراهی بدنه سبز ها با راهپیمایی برای تولد میر حسین میشه استناد کرد. هدف اولیه سبز ها رئیس جمهور کردن این آدم بود و حالا دو کاندیدا زندانی هستند. عملا دستاوردی که سبز ها در یک ساله گذشته داشته اند از دست دادن رهبرانشان با کمترین هزینه برای حکومت بوده است. بازداشت جعفر پناهی و محمد نوری زاد پر زینه تر بوده است برای حکومت تا این دو. شاید بشود در سخننان یکی از ملعون ترین نیروهای سرکوبگر حمهوری اسلامی طنز تلخ و دردآور را دید که چه قدر موسوی و کروبی ارزان شده اند. این شما و این هم حجت اسلام جناب حسین طائب فرمانده بسیج در زمان سرکوب ها و عامل قتل فجیع ترانه موسوی:
حجتالاسلام طائب در پاسخ به پرسشی پیرامون ارزیابی «رویارویی اطلاعاتی امنیتی سپاه با فتنه» آنرا موفق ارزیابی کرد و گفت «یکی از نقطه ضعفهای فتنهگران، جاهطلبی آنهاست و اصلا این فتنه، فتنهی جاهطلبان است و ما هم روی همین کار کردیم؛ مثلا نقطه ضعف موسوی در خارج این است که در سالهای اعدام گسترده ضد انقلاب، نخستوزیر بوده است، اگر بخواهد آن دوره را نفی کند، حضرت امام را نفی کرده چون ایشان دستور داده و این باعث میشود ارادتمندان امام در داخل کشور که متاسفانه هنوز موسوی را قبول دارند و انحراف او را باور نکردهاند از او فاصله بگیرند و اگر هم بخواهد تایید یا سکوت کند اپوزوسیون خارج کشور را که همه بر محور سران فتنه متحد شدهاند از دست میدهد، کافی است شما یکی از این عناصر ضد انقلاب که هم کینه حضرت امام را به دل داشته باشد و هم جاهطلب باشد را غیر مستقیم اجیر کنید، پول یک سایتی، چیزی را به او بدهید، تأمیناش کنید و شیرش کنید که هر روز از آن اعدامها بنویسد و از موسوی و سران فتنه بخواهد اظهارنظر کند، خوب ما این کار را کردیم، گرفت و بین خودشان الان معضل شده است، برنامههای دیگری هم داریم که مصداق مکر الهی این انقلاب است
اگر بخواهم جمع بندی بکنم می توانم در پایان بگم حرف های مهاجرانی اگر محل اختلاف و درگیری شده نه به دلیل ماهیت آنها که به دلیل زمان آنهاست. اگر همین حرفها قبل از وقایع طوفانی این چند وقته گفته میشد نه تنها محل مناقشه نبود که حتی میشد سنجیده آنها را فرض کرد.
پانوشت: در پایان توصیه می کنم کتاب فریدون سه پسر داشت اثر معروف عباس معروفی را مطالعه کنید تا تاریخ را دوباره تحربه نکنیم