در نوشتن خیلی تنبلم. برای همین هر بار که متنی می نویسم با تمام سرعت سعی دارم هر چه در ذهن هست را با کمترین کلمات بگم همینه که هیچوقت نوشتن به اندازه بحث روبه رو راضیم نمی کنه. اما از قدیم گفتن مطلب تا وقتی روی کاغذ نیاد یا نوشته نشه باد هواست و ارزش درگیر شدن و جدل کردن نداره. اما نوشته امروز هم از این حیث با باقی فرق داره که سعی می کنم یک موضوع مشخص را واکاوی کنم و این دغدغه چند ماهه من هست که امروز روی کاغد میاد.
اگر وقایع بعد از کودتای خرداد پارسال را سر منشا اتفاقات یک سال اخیر بدانیم و اگر شما خواننده گرامی بتوانید خودتان و من را در جایگاه کودتاچیان قرار دهید آنگاه می توانیم تصویری از حوادث پیش آمده از چشم کودتاگران را ابتدا دیده وسپس در مورد نوع رفتار و کارهای کودتاگران قضاوت نزدیکتر به واقعیتی داشته باشیم. نسبت به اعتراض های مردمی پیش آمده بعد از انتخابات پارسال نیروهای کودتا به سه دسته کاملا مشخص و واضح تقسیم شدند. پیاده نظام و سواره نظام و نیروهای ویژه.
۱.پیاده نظام نیروهای کودتا بسیجیان مخلص و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند که به سرعت گوی سبعیت، درندگی و توحش را از برادران مواجب بگیر نیروی انتظامی ربوده و نه تنها آنها را که بسیاری از گنده لات های شناسنامه دار را انگشت به دهان کردند. هدف از وجود این نیروها ایجاد ترس و وحشت در مردم و سرکوب هر چه خشن تر هر گونه اعتراضی بود تا هر کس که قصد بیرون آمدن از خانه ولو خرید شب عید داشته باشد ابتدا وصیتی نوشته و از اهل خاندان حلالیت بطلبد. ترسی که نیروهای کودتا با سبعیتی که داشته اند هر چند گاه گاهی موثر افتاد اما همگان متفقند انسان بدین دلیل در روند تکامل زنده مانده که قابلیت انطباقی سریعتر از هر موجود دیگر داشته و برای همین هم هست که سریعا راه و چاه یاد گرفته شده و ایرانی ها با کشتن ترس در دلشان و مثلا مصری ها با گذاشتن قابلمه بر سرشان به عنوان ضربه گیر این تاکتیک را خنثی کنند.
۲. سواره نظام یا سیاسون: محمود احمدی نژاد تمام مشخصه های یک کوتوله سیاسی را یکجا دارد. مردی لج باز است که همواره سعی در رخ به رخ کشیدن قدرتش دارد. با بی اعتنایی به دستور عزل مشایی توسط آقای خامنه ای یا با بی اعتنایی به مجلسیان و….. سعی در نشان دادن خودش به آنچه که واقعا نیست دارد. (در این مورد خاص و در مورد این شخص خاص هم مثال زیاد دارم و هم حرف نگفته بسیار اما حوصله این نوشته کمتر از این بحث است، پس اگر لازم بود مقاله ای هم جدا در مورد خاص این شخص خواهم نوشت.) در روزهای بعد از کودتا همانطور که به یاد داریم میر حسین موسوی رئیس فرهنگستان هنر بود وتحت فشار بسیار زیاد در نهایت در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی به تاریخ اول دی ماه ۱۳۸۸ از ریاست فرهنگستان برکنار شد. نکته غم انگیز و عبرت آموز جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور شخص احمدی نژاد در این جلسه بود. در حالی که أقای احمدی نژاد در سفری استانی در استان فارس بود برای برکناری مهندس موسوی خود را به جلسه رسانده و بعد از پایان جلسه دوباره به شیراز پرواز می کند. فارغ از بحث بیت المال و تامین هزینه ها و…. فارغ از بحث لج و لج بازی و کوتولگی شخصیت احمدی نژاد فارغ از کینه توزی ها و کشمکش های احمدی نژاد حول این موضوع نکته مرتبط با بحث ما در حقیقت چیده مان سواره نظام دو جبهه سبز و کودتاچیان می باشد.
جبهه دیگر سواره نظام شخص اول جمهوری اسلامی آقای خامنه ای است که در دو هفته اول بعد از کودتا بسیار پر کار ظاهر شدند. فردای روز رای گیری پیام تبرک گفتند و دو هفته بعد از شروع کودتا در خطبه های نماز جمعه با آحاد ملت اتمام حجت کردند و تا به امروز پای پیمان خود ایستاده اند که اندک آبرو و جان علیل خودشان را که هدیه از طرف امام زمان دانستند در سبد اخلاص گذاشته و برای انقلاب هزینه کردند. ایشان هم به نوبه خود در درگیری های پیش آمده مهره درشتی مثل جناب هاشمی رفسنجانی را از صحنه بیرون کردند که بزرگ بی بصیرت فتنه پرور بود و هم اوست که آتش سبز را روشن نگه می دارد( توجه کنیم زاویه نگاه زاویه نگاه کودتاگران است).
۳.در این بین دسته دیگری از نیرو ها را می توان با اغماض از پیاده نظام جدا کرد و آنها را نیروهای کماندوی نظام یا نیروهای ویژه نامید. آنها که وظیفه شان نفوذ به سایت های سبز، مشابه سازی کارهای سبزها و بی ارزش کردن ارزش های سبز برای سبز هاست. مداحی و دارو دسته اش را می شود نمونه ای تقریبا موفق یافت. وب سایت هایی که اخیرا باز شده اند و یا حتی پیج هایی با فعالیت مشابه در فیس بوک مثل این. تمامی فعالیت این نیروها بر این است که جنبش سبز و جنبش اعتراضی متمرکز بر شخص گروه و یا نهاد خاصی نشود و با دامن زدن به آتش درگیری های درونی تمرکز آنها را برای مقابله با دشمن مشترک از بین ببرند. در عین حال نا امید کردن و دلسرد کردن سبزها جز لیست وظایف این نیروها می باشد.
با دانستن این سه دسته و نوع درگیر شدن آنها تا اینجا من می توان دسته دوم را موفق ترین دسته نیروهای کودتا گر بنامم. آنجا که مردانی مثل موسوی و کروبی نه تنها از تمام مناصبی که داشته اند خلع می شوند که حتی بازداشت و حبس و … می شوند. مردی مثله رفسنجانی نه تنها عطای ریاست را به لقایش می بخشد که حتی فرزندش هم باید از مدیر عاملی مترو کنار رود تا اصطکاک نظام با خاندان هاشمی کمتر شود و همچنان آب از آب تکان می خورد. بی شک موفقیت سواره نظام آنها مرهون وجود نیروهای ویژه موثر و استفاده صحیح از آنهاست. هم آنها که وقتی موسوی حصر خانگی میشود من و شما را به یاد کشتار های دهه ۶۰ می اندازند و وقتی کروبی گرفته می شود بحث بنیاد و اتاق امن کروبی را باز می کنند و …. وظیفه آنها تنها و تنها یک چیز است لالایی خواندن برای مردمی که اگر باید یک بار بیدار باشند امروز است!

با درود به شما هم میهن گرامی، مقاله بلند بالا و طنز آمیزتان را خواندم. برادر ارجمند، تنها به قاضی رفته اید. اگر قضاوت همکاران دیگر شما در گروه سبز این چنین یک طرفه و با برداشت نا درست باشد، باید به حال مردم ایران به جنبش سبز تأسف خورد.
برادر گرامی، ما عملکرد هرکس و هر سیستم را به نقد می گیریم. هرکجا درست و در راه منافع و مصلحت مردم ایران باشد، آن را ستایش می کنیم، و در غیر آن صورت به انتقاد و خرده گیری می پردازیم، و دیدگاههای خود را نیز بیان می کنیم.
ما نوکر و سر سپرده مردم ایران و جانباز خاک وطنیم، ونه نوکر و ستایش گر بی جای مقام هاو پست های کذایی، و فرصت طلبان.
ما از آقای رفسنجانی بارها انتقاد کردیم، و بازهم می کنیم. مقالات متعدی نوشتیم که گویای حقیقت است. عملکرد نادرست ضد مردمی، و ضد ملی آقای رفسنجانی را با هیچ آبی نمی توان پاک و تظهیر نمود.
ما از فائزه رفسنجانی، بانوی گرامی که در راه مردم و خدمت به کشور گام بر می دارد حمایت کردیم، و به تازگی مقاله ای در این مورد نوشتیم.
به آقای موسوی هم گفتیم: این راهی که شما می روید به ترکستان است. بخوانید و انتقاد کنید. ما با جنبش سبز همراهیم و تا کنون مقاله های متعددی در حمایت این جبش نوشتیم، برای ۲۵ بهمن ،اول اسفند، و دهم اسفند. آن ها را بخوانید و آن گاه به داوری بنشینیس.
3 Links
ما از فرصت طلبانی که درون جنبش سبز جای گرفته اند، نام بردیم. آن هایی که می خواهند بر خلاف چند میلیون طرفداران این جنبش، انقلاب مردم را به بیراهه برند.
در پایان، ما طرفدار آوازیم، نه آوازه خوان. امید وارم ازچنین داوری های سطحی بدون مطالعه و اندیشیدن خود داری کنید، که زمان عوض شده، و مردم ایران باان روش یک طرفه قضاوت کردن، از شما فاصله خواهند گرفت.
شاد و پیروز باشید، سهراب ارژنگ
دیدگاه توسط فضول محله — 2011/03/14 @ 1:26 ق.ظ.
لطف کردی خوندی، لطف کردی نظر دادی، اما شما یه برادر می نویسی ده تا نابرداری بار آدم می کنی. متنم حرفش این بود ، فارغ از هارت و پورت و من آنم که فلان ها ما یه نقشه راه می خواهیم و با هم بودن و دیگر هیچ. هیچ کدوم از این آقایون و خانوم ها هم که شما بالا نام بردی آدمای بدی نیستن، آدم های خوبی هم نیستن. آدمن برادر مثله منو شما. خوبی هایه خودشونو دارن بدیهایه خودشونو دارن. باید شناختشون و رفت و حرکت کرد به سمت مقصد خودمون. با سواری و شخصی و موتور اینا هم نمیشه، یه اتوبوسه هممون توشیم میریم تا ببینیم می رسیم یا نه!
امیدورام فضول محله ای باشی که محلش پر از همدلی وصفا باشه
دیدگاه توسط سیاوش — 2011/04/19 @ 2:43 ب.ظ.