سرو

2009/01/30

دیدگاه اومانیستی یا نیمه پر لیوان(ملاقات با مرگ در غزه-4)

 

این دیدگاه را می توان یک دیدگاه انقلابی تلقی کرد چرا که، بر خلاف تفکر رایج و جا افتاده است. در حقیقت بر خلاف باور عموم، که جنگ های مدرن را بسیار ناعادلانه, دهشتناک و پر از کشتار و فجایع تصور می کنند، این دیدگاه بر این باور است که جنگ ها روز به روز هدفمندتر می شوند و در آنها تلفات انسانی کمتر و کمتر می شود. اگر نگاهی به جنگ های وحشتناک و پر از خون و خونریزی گذشته بیندازید مطلب روشن تر خواهد شد. بطور مثال حملات اسکندر و چنگیز و تیمور را از گذشته، و در عصر نوین جنگهای جهانی اول و دوم را به خاطر آورید. فارغ از بمب اتم و حملات شیمیایی ژاپنی ها این نبردها مملو از زخمی ها و مجروحان و کشته ها است. ارقامی که با توجه به جمعیت آن موقع کره زمین و دامنه منطقه جنگ هیبت پلید جنگ را آشکار می کند. مثلا نقل است در کشور گشایی های ناپلئون پس از لشگرکشی عظیمش به روسیه و به هزیمت رفتن سپاهش مرد بالغ سالمی در فرانسه زنده نمانده بود! یا در جنگ جهانی دوم وقایع مربوط به کوره های آدم سوزی و همچنین بمب های شیمیایی ژاپنی ها که بالغ بر 70000 چینی را به کام مرگ فرستاد، و یا بمب اتمی آمریکایی ها که دو شهر را با سکنه اش به کل نابود کرد، سبب شد تا پس از جنگ جهانی دوم برای اولین بار قوانینی برای جنگیدن به طور بین المللی به وجود بیاید.olle با ایجاد این قوانین بسیاری از سلاح ها به عنوان سلاح های ممنوعه در آمدند، زندانیان حقوق مخصوصی یافتند و حتی این اواخر تجاوز و… به جرایم جنگی قابل پیگرد اضافه شد. شکنجه دیگر بر روی زندانیان نباید اعمال شود و… تمامی اینها همراه با گسترش رسانه باعث شد تا دولتها از روش های هوشمندانه تر را جایگزیین جنگ مستقیم، استفاده کنند و همچنین آنها را وادار کرد تا برای هر جنگی ابتدا با زحمت بسیار افکار عمومی کشور خود را به طور کل آماده کنند. در نبرد غزه 13 اسرائیلی و رقمی بیش از 1300 نفر از مردم غزه از بین رفتند. این عدد در برابر کشته های یک “جنگ” رقم ناچیزی است، هر چند که باید منتظر ایستاد و دید چه زمان روش های عقلایی جنگ را به طور کل از دنیا خواهد زدود.

امیدوارم در تمامی مطالب بالا به کنه مطلب بیان شده پی برده باشید. هیچ کدام از مطالب بالا برای تایید جنایات کثیف و متهوع اسرائیل نگاشته نشده است، بلکه فقط تلاشی است برای نشان دادن جنگ از زاویه ای که شاید کمتر به آن پرداخته شده است.

اگر از این نوشته خوشتان آمد،برای سایر مقالات “ملاقات با مرگ در غزه” به اینجا بروید!

ملاقات با مرگ در غزه 1 و 2 و 3

 

 

9 دیدگاه »

  1. میدونی چیه، فکر می کنم اون بندی که با “امیدوارم در تمامی مطالب بالا …” شروع کردی رو فقط از ترس گلّه ی عظیم مخلافای عصبانی جنگ غزه نوشتی. یعنی مطمئنم :)

    دیدگاه با Nima — 2009/01/31 @ 1:54 ق.ظ

  2. شاید او نهم باشه،ولی دلیل شخصی ام این بود که من خودم شدیدا با جنگ فعلی مخالف بودم و واقعا حس می کردم مرگ زن و بچه بی دفاع چقدر دردناکه.صحنه های انفجار در پاسگاه پلیس و برادری که بر جنازه برادر گریه می کنه و …اما تو بحث هایی که با این پایه شروع کردم به این جمع بندی ها رسیدیم،واسه همین این آخری واقعا تاکیدی بود که بگم واقعا ته دل از وقایع پیش آمده احساس تاسف می کنم چون انسان داره کشته می شه اما واقع گرایانه باید نگاه کرد تا بشه منشا اثر بود! :دی ممنون که این نکته رو گفتی چون این توضیح ضروری بود.

    دیدگاه با aedalat — 2009/02/01 @ 2:46 ب.ظ

  3. امین عزیزم!!! حال کردم
    مقاله ی خوبی بود و من می خوام اجازشو بگیرم که شوهرش بدم یعنی بچاپمش.
    امین من میخوام ببینمت. همین الان. امییییییییین. من امین می خوام!!!!! چه جوری دلت میاد بری استرالیا نامرد. قبل عید احتمالا یه بار میام تهران. امیدوارم سرت خلوت باشه و ببینمت.

    دیدگاه با آیدین — 2009/02/03 @ 5:34 ب.ظ

  4. سلام،خیلی آقایی!
    اجازش واسه شماست.چاپش کنی که خوبه.خوشحال می شم این ایده ها را آدمای دیگه هم باهاش آشنا شن!اگه بیای ببینیمت که عالیه! :دی

    دیدگاه با aedalat — 2009/02/06 @ 11:44 ق.ظ

  5. البته اگر یه نمودار برای تعداد کشته ها با شیب منفی در نظر بگیریم این 1300
    نفر در طی 33 روز ودر سال 2009 خیلی خیلی زیاده
    یه معادله و سه مجهول!!

    دیدگاه با آرمان — 2009/02/11 @ 11:11 ب.ظ

  6. سلام دوست عزیز
    من عمیقا معتقدم که 1300 نفر برای 33 روز زیاد نیست فاجعه است. “زیاد” ، مردن یک نفره.از دست رفتن یک پدر یا یک برادر یا ….ممنون بابت نظرت

    دیدگاه با aedalat — 2009/02/19 @ 8:28 ق.ظ

  7. مقاله شما در اخگر چاپ شد. برو حالشو ببر.
    در ضمن نمی دونی اینجا چه خبره! دو روزه سر بستن انجمن درگیریه دیروز و دیشب 1000 نفر تجمعو راهپیمایی کردن و نزدیک بود حمله کنن به ساختمون مرکزی. بعد هم رفتن شیشه های بسیج رو شکوندن. تازه رفتن اتاق هاشون و دست به یقه شدن. دانشگاه در شرف انفجاره. فقط اگه حکم انحلال از هیئت نظارت در بیاد!!!

    دیدگاه با آيدين — 2009/03/02 @ 12:12 ب.ظ

  8. امین عدالت ایشالا پات بشکنه نری استرایا. گور به گورشده! خوب پاشو بیااینجا ببینیمت بعد برو اونورر عشق و حال

    دیدگاه با آیدین — 2009/04/15 @ 2:39 ب.ظ

  9. آره خب. 100کشته بهتر از 101کشته هست ولی ای کاش شعور انشان به جایی میرسید که دیگه هیچ جنگی نبود

    دیدگاه با دست نوشته — 2009/09/07 @ 5:59 ب.ظ


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. URI دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

وب‌نوشت در وردپرس.کام.