امین سلام. خوبی؟ ممنون از اینکه به یادم بودی. دروغ نگفته باشم من این روزا یادت نبودم اما رو همین موضوعی که کار کردی خیلی فکر میکنم. درگیر بی پولی شدم. از اون بی پولیا که خیلی راحت می تونی مطمئن باشی حل شدنی نیست مشکلت. صحبت حداقل 100 میلیون تومان پوله. راستی تو نداری قرض بدی؟
من همیشه به ثروت احترام میذاشتم هرچند خیلی ثروتمندان را نه. اما به هر حال واقعا دارم فکر میکنم چرا وقتی به قول روسو یه بابایی پیدا شد و دور یه تیکه زمین دیوار کشید و مالکیت پدید اومد من یا بابام یا یه کس و کار من اونجا نبود. واقعا چرا؟ میدونی پول دراوردن هم مثل دموکراسیه. زمانبرو محتاج بخت و اقبال. اگه یه روزی مطمئن میشدم دومی را دارم مطمئن باش وقتشم پیدا میکردم.
یه جایی میخوندم جان راولز که نظریه ای درباره عدالت داره با مضمون عدالت به مثابه انصاف وضع مالیش خوب بوده و نوزیک که یه 10 سالی بعد نظریه رالز را نقد کرد و کلاً از وجه عدالت محورانه دیدگاه راولز فاصله گرفت از خانواده فقیر و بیچاره ای بوده. من این وسط چی کار کنم؟
100 میلیون پول؟چه جوری میشه آدم به یه مشکل 100 میلیونی بخوره؟ :دی هر مشکلی یه راهی داره و هر تفکرم یه نتیجه ای! تفکر قوی نتیجش قویه و تفکر ضعیف نتیحه اش ضعف! باشد که ابر فرزاد بزید! :دی
سلام امين جون. خيلي مخلصيم. تو لطف داري . ولي فكر كنم يههو اين نوستالژي صنعتيه كه به اين زودي زده بالا. در خبر است كه به زودي مي بينمت و يه آب انار مهمونم مي كني. شايدم من سيگار مهمونت كردم
و اما فرزاد جون. اگه باز سرزدي بخون كه : مبارزات آزادي ذاتي كمونيستي دارد و ليبرال هاي راديكالي مثل تو گهگداري مي فهمند كه تضادهايشان قابل دفاع نيست. اما امان از لجبازي و پوپريسم كوركورانه. البته آدورنو هم از اُسكُليسم چيزي كم نداره. به هر حال عزيزمي. باز بيا ببينيمت
امین سلام. خوبی؟ ممنون از اینکه به یادم بودی. دروغ نگفته باشم من این روزا یادت نبودم اما رو همین موضوعی که کار کردی خیلی فکر میکنم. درگیر بی پولی شدم. از اون بی پولیا که خیلی راحت می تونی مطمئن باشی حل شدنی نیست مشکلت. صحبت حداقل 100 میلیون تومان پوله. راستی تو نداری قرض بدی؟
من همیشه به ثروت احترام میذاشتم هرچند خیلی ثروتمندان را نه. اما به هر حال واقعا دارم فکر میکنم چرا وقتی به قول روسو یه بابایی پیدا شد و دور یه تیکه زمین دیوار کشید و مالکیت پدید اومد من یا بابام یا یه کس و کار من اونجا نبود. واقعا چرا؟ میدونی پول دراوردن هم مثل دموکراسیه. زمانبرو محتاج بخت و اقبال. اگه یه روزی مطمئن میشدم دومی را دارم مطمئن باش وقتشم پیدا میکردم.
یه جایی میخوندم جان راولز که نظریه ای درباره عدالت داره با مضمون عدالت به مثابه انصاف وضع مالیش خوب بوده و نوزیک که یه 10 سالی بعد نظریه رالز را نقد کرد و کلاً از وجه عدالت محورانه دیدگاه راولز فاصله گرفت از خانواده فقیر و بیچاره ای بوده. من این وسط چی کار کنم؟
دیدگاه با farzad — 2008/08/04 @ 9:18 ب.ظ
100 میلیون پول؟چه جوری میشه آدم به یه مشکل 100 میلیونی بخوره؟ :دی هر مشکلی یه راهی داره و هر تفکرم یه نتیجه ای! تفکر قوی نتیجش قویه و تفکر ضعیف نتیحه اش ضعف! باشد که ابر فرزاد بزید! :دی
دیدگاه با aedalat — 2008/08/09 @ 8:49 ق.ظ
ت
دیدگاه با ali — 2008/08/26 @ 1:40 ب.ظ
سلام امين جون. خيلي مخلصيم. تو لطف داري . ولي فكر كنم يههو اين نوستالژي صنعتيه كه به اين زودي زده بالا. در خبر است كه به زودي مي بينمت و يه آب انار مهمونم مي كني. شايدم من سيگار مهمونت كردم
و اما فرزاد جون. اگه باز سرزدي بخون كه : مبارزات آزادي ذاتي كمونيستي دارد و ليبرال هاي راديكالي مثل تو گهگداري مي فهمند كه تضادهايشان قابل دفاع نيست. اما امان از لجبازي و پوپريسم كوركورانه. البته آدورنو هم از اُسكُليسم چيزي كم نداره. به هر حال عزيزمي. باز بيا ببينيمت
دیدگاه با آيدين — 2008/10/18 @ 12:59 ب.ظ